الشهيد الثاني (مترجم: جناتى شاهرودى)

19

مسكن الفؤاد (آرام بخش دل داغديدگان) (فارسى)

حنبلى ، شافعى ، حنفى » خارج است . سلطان وقت براى دستگيرى و جلب شهيد مأمورانى به جبل عامل فرستاد . شهيد ثانى در آن زمان در ميان تاكستان خود بيرون از قصبه « جباع » مشغول تأليف شرح لمعه بود مردم جبل عامل در پاسخ مأمورين سلطان گفتند : نامبرده مسافرت كرده است . شهيد وقتى از ماجرا باخبر شد تصميم گرفت كه پنهانى به سفر حج مشرف شود . لذا محرمانه در محملى پوشيده به طرف مكه حركت كرد . مأموران از مسافرت شيخ شهيد باخبر شدند و به طرف مكه رهسپار شدند و آن بزرگوار را در مسجد الحرام دستگير نموده و مدت چهل روز او را در مكه زندانى كردند . سپس او را با كشتى به طرف اسلامبول حركت دادند . در بين راه - در كنار دريا - سر از بدنش جدا نمودند و بدن شريفش را به دريا انداختند . بعضى گفته‌اند : چون مأمورين شيخ را دستگير كردند او از آنان مهلت خواست تا اعمال حج را به انجام برساند مأمورين قبول كردند . پس از فراغت حج او را به طرف اسلامبول حركت دادند در نزديكى شهر شخصى از مأموران پرسيد اين شيخى كه همراه شما است كيست ؟ مأموران گفتند : يكى از علماى شيعه است و بايد او را جهت بازجويى به نزد سلطان ببريم . آن شخص گفت : اگر او را زنده به نزد سلطان ببريد ممكن است نزد سلطان از شما شكايت كند - كه در بين راه او را اذيت كرديد - و او هم در دستگاه سلطان طرفدارانى دارد كه گفته‌اش را تأييد كنند و باعث هلاكت شما گردد پس بهتر است او را در همين جا به قتل برسانيد .